پدیده رانت و دولت رانتیر با مطرح شدن نفت به عنوان عامل ایجاد چنین دولتهایی مورد توجه پژوهشگران و اندیشمندان حوزه سیاست و جامعه قرار گرفت و در پی آن نظریات دولت و اقتصاد رانتی برای تبیین و توجیه فقدان توسعه یافتگی سیاسی در کشورهای متکی به درآمد حاصل از رانت مورد استفاده قرار گرفت. ایران کشوری است که اقتصاد آن همواره متکی به نفت بوده و ورود نفت به عرصه زندگی سیاسی و اجتماعی ایرانیان آثار و پیامدهای متفاوتی به همراه داشته و دیدگاههای متفاوتی نیز در مورد تاثیر درآمدهای رانتی دولت بر توسعه اقتصادی و سیاسی ایران مطرح شده است. هدف اساسی این مقاله بررسی تاثیر درآمدهای حاصل از نفت یا رانتیریسم نفتی بر توسعه سیاسی در ایران بر اساس الگوی توسعه سیاسی رونالد پنوک (امنیت، عدالت، آزادی و رفاه) میباشد. پرسش اصلی این است که درآمدهای نفتی (اقتصاد رانتی) دولت در ایران چه تأثیری بر فرایند توسعه سیاسی در این کشور داشته است؟ در پاسخ به این پرسش، این فرضیه مطرح می-شود که افزایش درآمدهای نفتی دولت باعث کاهش ضریب توسعه سیاسی در ایران شده است. برای ارزیابی و آزمون این فرضیه، دادههای گردآوری شده از منابع کتابخانهای در دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد، حسن روحانی و ابراهیم رئیسی با استفاده از روشهای ترکیبی (کمّی و کیفی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در مقاطع تاریخی مورد نظر با یکدیگر مقایسه شده است. نتایج و یافتهها به وضوح حکایت از تایید رابطه معکوس میان درآمدهای رانتی و توسعه سیاسی بر اساس الگوی چهارگانه رونالد پنوک دارد.